ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 5 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

بهترین ورزش‌ها در دوران بارداری

بهترین ورزش‌ها در دوران بارداری در : پزشکی و سلامت ورزش کردن نه تنها برای مادران باردار مناسب است، بلکه برای جنین نیز مفید خواهد بود. همچنین ورزش کردن به طرز صحیح، ناراحتی های شایع دوران بارداری مانند بی خوابی و درد پشت و کمر را تسکین می دهد. ولی به دلیل اینکه دوران بارداری، دوران حساسی است باید تحت نظر پزشک خود هر ورزشی را شروع کنید. بسیاری از افراد بر این باورند که یک زن باردار، باید تمام فعالیت ها و ورزش هایی را که قبل انجام می داده است کنار بگذارد و تنها به استراحت بپردازد. اما امروزه این نظریه کاملا مردود شده است. مادران باردار باید برای به دنیا آوردن فرزندی سالم و شاداب، علاوه بر داشتن تغذیه مناسب، باید ورز...
14 ارديبهشت 1392

مهدكودك اسراء

سلام به همه دوستان ني ني وبلاگي عزيز خيلي دير سري به ويلاگ سارا خانوم زدم چه كنم فرصت نداشتم تا خاطرات زيباي دختر عزيزم را به يادگار بگذارم براي همين از سارا خانوم معذرت مي خوام و الان اين كم كاري خودم را با شروع از جشن مهدكودكش جبران مي كنم  21 اسفند ماه سال 1391 مهدكودك سارا خانوم به مناسب سال جديد يك جشن كوچيكي براي بچه ها ترتيب داد و حسابي دل آنها را شادكرد براي همين از عمه خورشيد مديريت محترم اين مهد قرآن سپاسگزاريم كه به بچه اينقدر اهميت مي ده حالا يكسري از عكسهاي مهد كودك و شادي سارا جون در جشن را ببيند. اين عكسهاي تكي بود كه توي مهد از بچه ها گرفته مي شد   اين هم عكس دسته جمعي كلاس سارا جون با دوستاي عز...
14 ارديبهشت 1392

روز مادر

            بعضی وقتا دروغ خوبه !     به مادر کم طاقت باید دروغ گفت : باید بهش بگی حالم خوبه غذا خوبه هوا خوبه دلمون خوشه وقتی مادر خوب باشه یعنی همه چیز خوبه …   مادرهاي عزيز روزتون مبارك     ...
11 ارديبهشت 1392

يك روز بدبد

سلام سارا جون امروز شنبه 5 اسفند ماه 1391 هست دختر گلم خوشابحالت كه كوچيك هستي خيلي از چيزها رو متوجه نمي شي نمي دوني ديروز چه روز بدي بود از همون صبح كه بيدار شديم هي برامون بد اومد مامان كيفش رو توي پاركينگ روز موتور همسابه جا گذاشته بود و چون برامون مهمون اومد اصلاً يادم رفت كه كيفم توي پاركينگه خلاصه تا صبح جمعه كه دنبال كيفم مي گشتم و ديرمون شده بود و مي خواستيم بريم خونه بابايي هرچي گشتيم كيفمو پيدا نكرديم بعد از يك ساعت تلاش و گشتن آن يكدفعه يادم اومد كه اي بابا اونو توي پاركينگ جا گذاشتم و وقتي بابا محسن و فرستادم كه ببينه كيفم توي پاركينگ هست يا نه اون هم رفت و با كيف مامان برگشت اما چشمت روز بد نبينه مامان جون كيف بود اما كيف...
5 اسفند 1391

سال 1392

Tehran/Iran time :   لحظه تحويل سال 1392   ساعت 14 و 31 دقيقه و 56 ثانيه روز چهارشنبه 30 اسفند   1391 هجري شمسي   قباطم 8 جمادي الاولي 1434 هجري قمري و 20 مارس 2013 ميلادي       عيدتون پيشاپيش مبارك       ...
5 اسفند 1391

سارا و پنجشنبه آخر سال

  سارا بازهم یک خاطره دیگه یادت هست رفتیم سر خاک بابابزرگ توی باغ فیض خیلی به شما خوش گذشت خاله ها همه اومده بودن و شما هم داشتی شیرین عسل بازی براشون در می آوردی عکسهاشو ببین خودت متوجه می شی             ...
3 اسفند 1391

سارا در جشن

  سارا جون یادت هست رفتیم جشن پنگول و نیما این هم عکسهایی که ازت گرفتم 3 تا بیشتر نیست سمت چپی سارا خانومی خودم ، وسطی مهدیس خانم دختر خاله لیلا و سمت راستی هم مهدیه خواهر مهدیس خانوم باد خیلی شدیدی می آمد و شما هم همش می گفتی بادکنکم و بگیر مامان باد می بردش بادکنکت و دادی به من و خودت راحت نشستی به تماشا خانوم خانوما ...
3 اسفند 1391

اتحاد كبوترها

اتحاد كبوترها   روزی روزگاری در یک جنگل بزرگ، تعدادی کبوتر زندگی می‌کردند. در آن نزدیکی یک شکارچی هم بود که هر روز به سراغ این پرندگان می‌رفت و تورش را روی زمین پهن می‌کرد و وقتی پرنده‌ای روی تور می‌نشست آن را شکار می‌کرد. کبوترها از این موضوع خیلی ناراحت بودند،چون کم‌کم تعدادشان کم می‌شد و غم و غصه در جمع آنها نفوذ کرده بود.   یک روز کبوتر پیر، همه کبوترها را جمع کرد تا با آنها صحبت کند و بعد همگی با هم تصمیم بگیرند که چه کاری باید انجام دهند تا از دست این شکارچی بدجنس راحت شوند. هر کدام از کبوترها یک نظر می‌دادند و کبوترهای دیگر موافقتشان را اعلام می‌کردند. در ب...
16 بهمن 1391